شخصیت شما چه تأثیری بر استایل شخصیتان دارد؟
- بهتک مارکت
شخصیت شما چه تأثیری بر استایل شخصیتان دارد؟
ممکن است یک لباس روی تن دوستتان فوقالعاده به نظر برسد، اما وقتی خودتان همان لباس را میپوشید، احساس کنید چیزی درست نیست. لباس اندازهتان است، رنگش هم زیباست، حتی ممکن است دیگران از آن تعریف کنند؛ اما باز هم با خودتان بگویید: «این من نیستم»
بخشی از این تفاوت میتواند به چیزی مربوط باشد که هنگام انتخاب لباس کمتر به آن فکر میکنیم: تأثیر شخصیت بر استایل.
استایل شخصی فقط از روی فرم بدن ، رنگ مناسب یا نوع و طرح لباس ساخته نمیشود. در بخشهای قبلی این مسیر، ویژگیهای ظاهری را بررسی کردهاید؛ اما یک لایه مهم دیگر هم وجود دارد: اینکه دوست دارید چگونه در جهان حضور داشته باشید.
آیا ترجیح میدهید بدون جلب توجه زیاد دیده شوید یا از لباس برای نشاندادن حضور و سلیقه خود استفاده میکنید؟ آیا سادگی به شما آرامش میدهد یا از تجربه ترکیبهای تازه لذت میبرید؟ آیا وقتی ظاهرتان مرتب و قوی است، احساس میکنید بیشتر خودتان هستید؟
اینجاست که شخصیت و سلیقه وارد استایل میشوند.
البته قرار نیست انسانها را در چند گروه ساده قرار دهیم. درونگرایی و برونگرایی، برای مثال، دو تیپ کاملاً جدا نیستند و افراد میتوانند در موقعیتهای مختلف رفتارهای متفاوتی داشته باشند.
پس قرار نیست در این مقاله برای هر شخصیت، یک مدل لباس تعیین کنیم. هدف این است که ترجیحهای خودتان را بهتر بشناسید و ببینید این ترجیحها چگونه میتوانند روی استایل شخصی شما اثر بگذارند.
به زبان ساده، قرار نیست برای ساختن یک استایل جذاب، نقش آدم دیگری را بازی کنید. قرار است به ظاهری برسید که وقتی آن را میپوشید، احساس کنید با کسی که واقعاً هستید هماهنگ است.
فهرست مطالب
شخصیت چطور وارد استایل شخصی میشود؟اگر درونگرا هستید، استایل شما چه پیامی میتواند منتقل کند؟
اگر برونگرا هستید، لباس چگونه میتواند انرژی شما را نشان دهد؟
اگر شخصیت خلاق دارید، چگونه خلاقیت شما در استایل دیده میشود؟
اگر نظم و ساختار را در لباس دوست دارید، چه چیزی باید در استایل شما دیده شود؟
اگر به استایل مینیمال گرایش دارید، «کمتر» برای شما چه معنایی دارد؟
لازم نیست فقط یک ویژگی داشته باشید؛ استایل شما میتواند ترکیبی باشد
اگر فقط سه نکته را به خاطر بسپارید
سؤالات متداول درباره تأثیر شخصیت بر استایل
جمعبندی؛ استایل شخصی از خودشناسی شروع میشود
شخصیت چطور وارد استایل شخصی میشود؟
رابطه شخصیت و لباس از اینجا شروع نمیشود که مثلاً «فرد درونگرا فلان لباس را میپوشد» یا «آدم برونگرا حتماً رنگهای تند انتخاب میکند». چنین رابطه مستقیمی وجود ندارد.
دو مرد ممکن است هر دو کت سرمهای و شلوار پارچهای بپوشند، اما دلیل انتخابشان کاملاً متفاوت باشد. یکی شاید ظاهر مرتب و کمحاشیه آن را دوست داشته باشد و دیگری آن را به دلیل موقعیت کاری انتخاب کند.
ظاهر بیرونی یکی است، اما رابطه هرکدام با لباس متفاوت است.
پس نقطه شروع، خود لباس نیست؛ ترجیح شماست.
شما هنگام لباس پوشیدن مدام تصمیمهای کوچکی میگیرید: چقدر دوست دارید دیده شوید، چقدر با تنوع راحت هستید، چه اندازه نظم برایتان مهم است، چقدر از تجربههای تازه لذت میبرید و در چه موقعیتهایی ظاهر رسمیتر یا راحتتر را ترجیح میدهید.
مجموع همین انتخابهای کوچک، به مرور ظاهر شما را شکل میدهد.
شخصیت مستقیماً یک لباس را تعیین نمیکند؛ ویژگیهای فردی ابتدا به ترجیح تبدیل میشوند و سپس در ظاهر دیده میشوند.
لباس فقط چیزی نیست که میپوشید؛ چیزی است که با آن راحتید
فرض کنید دو مرد هر دو پیراهن سفید را دوست دارند.
نفر اول یک پیراهن کاملاً ساده انتخاب میکند و ترجیح میدهد ظاهرش آرام و مرتب باشد. نفر دوم همان پیراهن را با ساعت، کفش یا اکسسوری متفاوتی ترکیب میکند تا نشانهای از سلیقه شخصیاش هم در ظاهر دیده شود.
لباس پایه یکی است؛ اما نحوه استفاده از آن متفاوت است.
پس هنگام فکرکردن به استایل شخصی، فقط نپرسید:
«چه لباسی به من میآید؟»
یک سؤال دیگر هم بپرسید:
«من دوست دارم وقتی لباس میپوشم، چه حسی داشته باشم و چه تصویری از خودم نشان بدهم؟»
پاسخ این سؤال، شخصیت و سلیقه شما را وارد فرایند ساخت استایل میکند.
گاهی تفاوت استایل نه در خود لباس، بلکه در شیوه انتخاب، ترکیب و میزان ابراز سلیقه دیده میشود.
ویژگی شخصیتی را با نسخه آماده لباس اشتباه نگیرید
در این مقاله از درونگرایی، برونگرایی، خلاقیت، علاقه به نظم و گرایش به سادگی صحبت میکنیم؛ اما این ویژگیها را نباید به نسخههای آماده لباس تبدیل کنیم.
ممکن است یک مرد اجتماعی و برونگرا، استایلی بسیار ساده داشته باشد. ممکن است یک فرد درونگرا عاشق لباسهای خاص باشد. ممکن است کسی در محیط کار بسیار رسمی و دقیق ظاهر شود، اما در اوقات فراغت لباسهای راحتتر بپوشد.
این تفاوتها طبیعیاند.
آنچه برای استایل اهمیت دارد، این است که بفهمید کدام ترجیحها در شما پررنگترند و دوست دارید تا چه اندازه در ظاهر شما دیده شوند.
اگر درونگرا هستید، استایل شما چه پیامی میتواند منتقل کند؟
درونگرا بودن لزوماً به معنی خجالتیبودن، کمحرفبودن یا فرار از جمع نیست. ممکن است مردی درونگرا باشد، اما در محل کار بسیار مسلط صحبت کند، از معاشرت با دوستانش لذت ببرد و حتی به لباسهای متفاوت علاقه داشته باشد.
پس وقتی درباره استایل یک فرد درونگرا صحبت میکنیم، بهتر است به جای کلیشهها یک سؤال کاربردیتر بپرسیم:
این فرد با میزان دیدهشدن و توجهی که لباسش ایجاد میکند، چقدر راحت است؟
برای بعضی افراد، ظاهر آرام و کمحاشیه میتواند راحتتر باشد. برای بعضی دیگر، همین فردیت ممکن است در قالب یک جزئیات خاص یا انتخاب متفاوت دیده شود.
بنابراین هیچ «لباس مخصوص فرد درونگرا» وجود ندارد.
درونگرایی الزاماً به معنی سادهپوشی نیست؛ مسئله اصلی این است که فرد چه میزان دیدهشدن در لباس برایش راحتتر است.
سادگی میتواند یک انتخاب آگاهانه باشد
فرض کنید برای یک قرار دوستانه چند گزینه دارید: یک تیشرت ساده و خوشفرم، پیراهنی با طرح برجسته یا لباسی با جزئیات زیاد.
اگر از شلوغی بصری لذت نمیبرید، احتمالاً گزینه سادهتر برایتان طبیعیتر است.
این به معنی آن نیست که سادگی مخصوص افراد درونگراست. فقط ممکن است ظاهر کمحاشیه برای شما راحتتر باشد و باعث شود کمتر درگیر خود لباس شوید و بیشتر روی موقعیت تمرکز کنید.
در چنین شرایطی، کیفیت دوخت، اندازه مناسب، تمیزی و هماهنگی لباسها میتوانند از جلبتوجه کردن مهمتر باشند.
کمحاشیه بودن با بیروح بودن فرق دارد
یک استایل ساده لازم نیست عمومی و بیهویت باشد.
یک پیراهن سفید با فرم خوب، شلوار ساده، کفش تمیز و یک ساعت هماهنگ میتواند بسیار شخصیتر از ترکیبی شلوغ به نظر برسد؛ چون انتخابها حسابشدهاند.
پس اگر لباسهای ساده را ترجیح میدهید، مراقب باشید سادگی بهانهای برای بیتوجهی به ظاهر نشود.
سادگی وقتی جذاب است که انتخاب شده باشد، نه اینکه فقط حاصل بیتفاوتی باشد.
سادگی وقتی استایل محسوب میشود که آگاهانه و دقیق انتخاب شده باشد، نه اینکه نتیجه بیتوجهی به ظاهر باشد.
برای دیدهنشدن، سلیقه خودتان را حذف نکنید
اگر لباسهای خیلی خاص یا طرحهای بزرگ را دوست ندارید، مجبور نیستید برای ساختن استایل شخصی به سراغ آنها بروید.
اما اگر یک ساعت، عینک، کفش یا جزئیات خاصی را واقعاً دوست دارید، فقط به این دلیل کنار نگذارید که ممکن است توجه ایجاد کند.
هدف، نامرئیشدن نیست.
هدف این است که میزان دیدهشدن را خودتان انتخاب کنید.
یک جزئیات کوچک و شخصی میتواند کافی باشد تا ظاهری ساده، کاملاً عمومی به نظر نرسد.
یک سؤال مهم در اتاق پرو
وقتی لباسی را امتحان میکنید که توجه زیادی جلب میکند، از خودتان بپرسید:
«اگر هیچکس درباره این لباس نظری ندهد، باز هم دوست دارم آن را بپوشم؟»
اگر پاسخ مثبت است، احتمال دارد انتخاب شما بیشتر از سلیقه خودتان آمده باشد تا انتظار دیگران.
اگر تمام جذابیت لباس برایتان به واکنش دیگران وابسته است، شاید بهتر باشد کمی بیشتر فکر کنید.
مهم نیست پاسخ شما چه باشد؛ مهم این است که بدانید لباس را برای خودتان انتخاب میکنید یا برای تصویری که میخواهید دیگران ببینند.
در اتاق پرو، تفاوت یک لباس را با علاقه واقعی به آن اشتباه نگیرید؛ ببینید اگر توجه دیگران وجود نداشت، باز هم آن را انتخاب میکردید؟
استایل درونگرا یک نسخه ثابت ندارد
ممکن است یک فرد درونگرا استایل کلاسیک و ساده داشته باشد. دیگری لباسهای راحت روزمره را ترجیح دهد و فردی دیگر از ترکیبهای خلاقانه لذت ببرد، اما انتخابهایش را با دقت انجام دهد.
پس به جای اینکه بپرسید:
«فرد درونگرا چه میپوشد؟»
از خودتان بپرسید:
«من چقدر دوست دارم دیده شوم و سلیقهام را با چه شدتی نشان بدهم؟»
این سؤال بسیار بیشتر از یک برچسب شخصیتی به پیدا کردن جهت استایل شما کمک میکند.
اگر برونگرا هستید، لباس چگونه میتواند انرژی شما را نشان دهد؟
برونگرا بودن هم به معنی پوشیدن لباسهای پررنگ، طرحهای بزرگ یا ظاهر بسیار جلبتوجهکننده نیست.
ممکن است از بودن در جمع، آشنایی با آدمهای جدید و ارتباط اجتماعی لذت ببرید و در عین حال ظاهر سادهای داشته باشید.
آنچه مهمتر است، رابطه شما با ابراز خود و حضور اجتماعی است.
برای بعضی افراد، لباس بخشی از ارتباط با دیگران است. انتخاب یک رنگ متفاوت، کفش خاص یا اکسسوری مشخص میتواند نشانهای از سلیقه آنها باشد و حتی شروع یک گفتوگو شود.
ابراز شخصیت در استایل میتواند قدرتمند باشد، اما معمولاً یک نقطه شاخص از چند عنصر رقابتکننده، خواناتر و شخصیتر است.
ابراز خود با جلب توجه به هر قیمت فرق دارد
اگر از دیدهشدن لذت میبرید، آزادی بیشتری برای استفاده از جزئیات شاخص دارید؛ اما این آزادی به معنی اضافهکردن همه عناصر چشمگیر به یک استایل نیست.
فرض کنید یک کت با رنگ متفاوت انتخاب کردهاید. لازم نیست همزمان کفش خاص، طرح بزرگ و چند اکسسوری شاخص هم اضافه کنید.
گاهی یک عنصر شاخص برای ساختن یک ظاهر متمایز کافی است.
یک کت متفاوت در کنار لباسهای آرام.
یک کفش خاص در یک ترکیب ساده.
یا یک اکسسوری که شخصیت شما را نشان دهد.
این روش کمک میکند لباس در خدمت شخصیت شما باشد، نه اینکه تمام توجه را از خود شما بگیرد.
تنوع خوب است؛ بیثباتی نه
ممکن است از تجربه لباسهای مختلف لذت ببرید.
این هفته استایل کلاسیک، هفته بعد ترکیبی راحتتر و هفته بعد یک انتخاب متفاوت.
این رفتار به خودی خود مشکلی ندارد. حتی تجربهکردن میتواند راه خوبی برای کشف سلیقه واقعی شما باشد.
اما اگر هر بار برای متفاوت بودن، تمام زبان ظاهری خود را عوض کنید، ممکن است بعد از مدتی هیچ نشانه مشترکی بین انتخابهایتان باقی نماند.
راهحل، حذف تنوع نیست.
در میان تنوع، چند عنصر ثابت برای خودتان پیدا کنید.
شاید همیشه لباسها را تمیز و خوشفرم انتخاب کنید. شاید نوع خاصی از کفش را دوست داشته باشید. شاید حتی در استایلهای متفاوت، همیشه مقداری سادگی را حفظ کنید.
همین ویژگیهای ثابت کمک میکنند انتخابهای متنوع شما باز هم متعلق به یک نفر به نظر برسند.
تنوع وقتی با چند نشانه ثابت همراه باشد، میتواند هویت استایلی بسازد؛ در غیر این صورت ممکن است فقط مجموعهای از انتخابهای پراکنده به نظر برسد.
خاصتر همیشه بهتر نیست
گاهی یک لباس فقط به این دلیل جذاب است که کاملاً با آنچه همیشه میپوشید فرق دارد.
در اتاق پرو از خودتان بپرسید:
«آیا این لباس را دوست دارم، یا فقط از متفاوتبودنش هیجانزده شدهام؟»
بعد به زندگی واقعی خودتان فکر کنید.
اگر لباس را دوست دارید و میدانید کجا میتوانید آن را بپوشید، ارزش بررسی دارد.
اما اگر فقط برای یک تجربه کوتاه جذاب است، ممکن است خرید هیجانی باشد، نه بخشی از استایل شخصی.
در محیط رسمی، شخصیت خود را کنار نگذارید
محیط کار یا یک مراسم رسمی میتواند چارچوبهایی برای پوشش ایجاد کند؛ اما این چارچوبها لزوماً شخصیت شما را حذف نمیکنند.
حتی در ظاهر رسمی، جزئیاتی مانند ساعت، کفش، کیف یا نحوه ترکیب لباسها میتوانند سلیقه شخصی را نشان دهند.
اصل مهم این است:
استایل شخصی یعنی سازگارکردن شخصیت با موقعیت، نه نادیدهگرفتن موقعیت برای نمایش شخصیت.
یک استایل پرانرژی هم میتواند مرتب، حرفهای و متناسب با موقعیت باقی بماند.
رسمیبودن چارچوب موقعیت را تعیین میکند؛ اما هنوز میتوان با جزئیات ظریف، سلیقه شخصی را نشان داد.
اگر شخصیت خلاق دارید، چگونه خلاقیت شما در استایل دیده میشود؟
اگر از امتحانکردن ترکیبهای تازه لذت میبرید، احتمالاً دوست ندارید همیشه همان نسخهای را بپوشید که از قبل برایتان آماده شده است.
شاید ترکیب دو لباس متفاوت، یک بافت خاص، یک کفش غیرمعمول یا استفاده متفاوت از یک لباس آشنا بیشتر توجهتان را جلب کند.
اما خلاقیت در استایل به معنی عجیببودن نیست.
خلاقیت یعنی توانایی ساختن یک انتخاب شخصی، به جای تکرار یک نسخه آماده.
خلاقیت در استایل الزاماً به لباس عجیب نیاز ندارد؛ گاهی فقط از ترکیب متفاوت لباسهای آشنا شروع میشود.
خلاقیت بیشتر از تعداد لباسهای خاص، به نوع نگاه شما مربوط است
فرض کنید در فروشگاه سه مانکن با سه ترکیب کامل میبینید.
یک نفر ممکن است دقیقاً یکی از آن ترکیبها را بردارد.
اما فردی که از تجربهکردن لذت میبرد، ممکن است بپرسد:
«اگر این شلوار را با آن پیراهن بپوشم چه؟»
«اگر کفش سادهتری انتخاب کنم، ترکیب بهتر نمیشود؟»
«اگر این اکسسوری را حذف کنم چه اتفاقی میافتد؟»
این نوع نگاه مهمتر از داشتن تعداد زیادی لباس خاص است.
فرد خلاق میتواند لباسهای معمولی را هم به شکلی متفاوت کنار هم قرار دهد.
متفاوت بودن با شلوغ بودن فرق دارد
یک استایل خلاقانه ممکن است کاملاً ساده باشد.
گاهی یک جزئیات غیرمنتظره در کنار لباسهای آرام کافی است. گاهی ترکیب دو بافت متفاوت یا یک فرم آشنا در کنار یک عنصر متفاوت میتواند نتیجهای شخصی بسازد.
پس خلاقیت را با این معیار نسنجید که:
«چقدر عجیب به نظر میرسم؟»
معیار بهتر این است:
«آیا این تفاوت، انتخابی معنادار و متعلق به سلیقه من است؟»
تفاوت زمانی به خلاقیت تبدیل میشود که انتخابها معنا و نظم بصری داشته باشند؛ نه اینکه فقط عناصر بیشتری به لباس اضافه شوند.
خلاقیت را از خرید شروع نکنید
اگر احساس میکنید بخش خلاق استایل شما کمرنگ است، لازم نیست فوراً لباسهای عجیب بخرید.
از کمد فعلی خود شروع کنید.
پیراهن همیشگی را با شلواری متفاوت امتحان کنید. کفشی را که همیشه با یک لباس میپوشید، با ترکیب دیگری امتحان کنید.
این روش یک مزیت مهم دارد:
خلاقیت را از خرید هیجانی جدا میکند.
ممکن است بعد از چند تجربه متوجه شوید چیزی که واقعاً دوست دارید، خود لباس خاص نیست؛ بلکه نحوه ترکیبکردن لباسهاست.
خلاقیت را با مد و ترند یکی نگیرید
فردی که به تجربههای تازه علاقه دارد ممکن است بیشتر به ترندها توجه کند؛ اما توجهکردن با پیرویکردن یکی نیست.
میتوانید از یک ترند ایده بگیرید، اما آن را به زبان خودتان تغییر دهید.
در واقع، ترند میتواند منبع ایده باشد، نه تعیینکننده هویت شما.
برای تفاوت دقیق میان مد، ترند و استایل شخصی، مقاله «تفاوت استایل شخصی با ترند و مد» مسیر کاملتری به شما میدهد.
گاهی خلاقترین تصمیم، حذف یک چیز است
خلاقیت فقط اضافهکردن نیست.
ممکن است یک ترکیب با یک اکسسوری خوب باشد، اما بدون آن بهتر دیده شود. ممکن است دو عنصر متفاوت کنار هم جذاب باشند، اما عنصر سوم تعادل را از بین ببرد.
پس یکی از مهارتهای مهم در استایل خلاق این است که بتوانید بگویید:
«این مورد جذاب است، اما برای این ترکیب لازم نیست.»
همین توانایی حذفکردن، خلاقیت را از شلوغی جدا میکند.
اگر نظم و ساختار را در لباس دوست دارید، چه چیزی باید در استایل شما دیده شود؟
بعضی مردان وقتی لباس مرتب، دقیق و ساختارمند میپوشند، احساس نمیکنند در حال اجرای یک نقش رسمی هستند. برعکس، ظاهرشان زمانی طبیعیتر است که همه چیز سر جای خودش باشد.
ممکن است لباسهای خوشفرم، کفش تمیز، ترکیبهای قابل پیشبینی و ظاهر آراسته را بیشتر از ترکیبهای کاملاً آزاد و بیقاعده دوست داشته باشید.
در این حالت، آنچه در استایل شما مهم است لزوماً رسمیبودن نیست؛ بلکه میزان نظم و ساختاری است که با آن احساس راحتی میکنید.
مرتب و ساختارمند بودن الزاماً به معنی رسمی بودن نیست؛ نظم میتواند حتی در یک استایل روزمره هم دیده شود.
مرتب بودن الزاماً به معنی رسمی بودن نیست
یک پیراهن خوشفرم و شلوار ساده میتواند بسیار مرتب باشد، بدون اینکه مخصوص یک مراسم رسمی باشد.
یک استایل روزمره هم میتواند دقیق و آراسته باشد.
بنابراین اگر نظم را دوست دارید، لازم نیست برای نشاندادن این ویژگی همیشه کتوشلوار بپوشید.
سؤال بهتر این است:
«چه مقدار ساختار در لباس باعث میشود احساس کنم مرتب و خودم هستم؟»
برای یک نفر پاسخ کت و پیراهن است.
برای دیگری شلوار خوشفرم و کفش مرتب.
و برای فردی دیگر، حتی یک استایل کاملاً روزمره که هیچ جزء آن تصادفی انتخاب نشده است.
استایل میتواند مرتب و ساختارمند باشد، بدون اینکه به سطح کامل پوشش رسمی برسد.
ثبات میتواند بخشی از استایل شخصی باشد
اگر چند ترکیب مشخص دارید که بارها امتحان شدهاند و همیشه برایتان جواب میدهند، لازم نیست فقط برای اثبات داشتن استایل شخصی، هر هفته ظاهری کاملاً جدید بسازید.
تکرار آگاهانه نشانه بیسلیقگی نیست.
اگر یک لباس را بارها میپوشید چون واقعاً با زندگی و سلیقه شما هماهنگ است، این تکرار میتواند بخشی از امضای شما باشد.
فقط مراقب باشید عادت را با انتخاب اشتباه نگیرید.
گاهی از خودتان بپرسید:
«هنوز این ترکیب را انتخاب میکنم، یا فقط چون همیشه همین را پوشیدهام ادامه دادهام؟»
این سؤال ساده به شما کمک میکند میان ثبات و یکنواختی تفاوت بگذارید.
نظم نباید به خشکی تبدیل شود
اگر همه انتخابهای شما بیش از حد کنترلشده باشند، ممکن است بعد از مدتی لباس پوشیدن خستهکننده شود.
برای همین، اگر سلیقه شما به نظم گرایش دارد، لازم نیست همهچیز را به هم بزنید؛ فقط جایی کوچک برای تجربه باقی بگذارید.
یک رنگ جدید.
یک بافت متفاوت.
یک مدل کفش تازه.
همین تغییر کوچک میتواند به استایل شما تنوع بدهد، بدون اینکه نظم کلی آن از بین برود.
اگر به استایل مینیمال گرایش دارید، «کمتر» برای شما چه معنایی دارد؟
مینیمال بودن را بهتر است یک گرایش استایلی و روش انتخاب بدانیم، نه یک تیپ شخصیتی.
ممکن است لباسهای ساده را دوست داشته باشید چون در ظاهر شلوغ احساس راحتی کمتری میکنید. ممکن است چند ترکیب قابل اعتماد را به دهها انتخاب پراکنده ترجیح دهید.
اما مینیمال بودن فقط به معنی داشتن لباس کم نیست.
مینیمال یعنی چیزهای کمتری را آگاهانه انتخاب کنید و بدانید چرا هر چیز در کمد و استایل شما حضور دارد.
مینیمال بودن به تعداد کم لباس محدود نیست؛ مهم این است که انتخابهای کمتر، استفاده از کمد را سادهتر کنند.
مینیمال بودن با کملباس بودن فرق دارد
ممکن است کمد یک مرد مینیمال لباسهای زیادی داشته باشد، اما بیشتر آنها بهراحتی با یکدیگر هماهنگ شوند.
در مقابل، ممکن است کسی لباسهای بسیار کمی داشته باشد، اما هیچ ارتباطی میان آنها نباشد و هر بار برای لباس پوشیدن با مشکل مواجه شود.
پس معیار تعداد لباس نیست.
سؤال مهمتر این است:
«آیا لباسهای من انتخاب را سادهتر میکنند یا فقط تعداد گزینهها را بیشتر کردهاند؟»
سادگی باید با دقت همراه باشد
وقتی تعداد عناصر استایل کمتر میشود، هرکدام بیشتر دیده میشوند.
در یک ظاهر ساده، اندازه مناسب لباس، فرم، تمیزی، جنس و هماهنگی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
یک پیراهن ساده که بد روی بدن میایستد، خیلی سریع ضعف خود را نشان میدهد.
اما یک پیراهن ساده و خوشفرم میتواند بسیار شیک به نظر برسد، چون انتخابها دقیقتر دیده میشوند.
به همین دلیل:
مینیمال یعنی کمتر، اما حسابشدهتر.
هرچه عناصر استایل کمتر باشند، فیت، تناسب و آراستگی هر جزء اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مینیمال بودن به معنی ترس از رنگ و طرح نیست
استایل مینیمال الزاماً سفید، مشکی، خاکستری یا سرمهای نیست.
یک رنگ شاخص هم میتواند در یک استایل مینیمال حضور داشته باشد؛ به شرطی که دلیلش مشخص باشد و ترکیب را از هدف اصلی دور نکند.
مثلاً یک پیراهن با رنگ مشخص میتواند تنها عنصر برجسته یک استایل ساده باشد.
برای انتخاب رنگهایی که از نظر ظاهری بیشتر با شما هماهنگاند، مقاله «چگونه رنگهای مناسب خود را پیدا کنیم» مسیر دقیقتری ارائه میدهد.
مینیمال بودن الزاماً به معنی حذف رنگ نیست؛ حتی یک رنگ شاخص هم میتواند در یک ترکیب ساده و کنترلشده حضور داشته باشد.
مینیمال بودن نباید به بیهویتی تبدیل شود
سادگی اگر آنقدر ادامه پیدا کند که هیچ نشانهای از سلیقه شما در ظاهر باقی نماند، دیگر الزاماً به معنای داشتن استایل شخصی نیست.
ممکن است امضای شما در نوع کفش باشد.
یا در یک ساعت، یک بافت خاص، یک فرم یقه یا حتی شیوه ترکیب لباسهای ساده.
لازم نیست این نشانه زیاد باشد.
اتفاقاً هرچه استایل سادهتر باشد، یک انتخاب شخصی کوچک میتواند بیشتر به چشم بیاید.
لازم نیست فقط یک ویژگی داشته باشید؛ استایل شما میتواند ترکیبی باشد
در زندگی واقعی، کمتر مردی را پیدا میکنید که فقط در یک دسته قرار بگیرد.
ممکن است درونگرا باشید و در عین حال به لباسهای خلاقانه علاقه داشته باشید.
ممکن است اجتماعی باشید اما ظاهر مینیمال را ترجیح دهید.
ممکن است در محیط کار بسیار منظم و رسمی به نظر برسید، اما در اوقات فراغت لباسهای آزادتر بپوشید.
این تفاوتها طبیعیاند.
پس هدف، پیدا کردن یک برچسب برای خودتان نیست.
هدف این است که بفهمید کدام ترجیحها در شما پررنگترند و چگونه کنار هم قرار میگیرند.
مثلاً یک مرد میتواند از دیدهشدن زیاد خوشش نیاید، اما خلاق باشد. نتیجه الزاماً «استایل کاملاً ساده» نیست؛ ممکن است ظاهر کلی او آرام و کمحاشیه باشد و خلاقیتش فقط در یک جزئیات دیده شود.
یا فردی ممکن است اجتماعی و مینیمال باشد. در این حالت، لازم نیست با لباس شلوغ دیده شود؛ شاید کیفیت انتخاب، آراستگی و یک جزئیات مشخص، همان فردیت موردنظرش را ایجاد کند.
پس به جای اینکه از خودتان بپرسید:
«من درونگرا هستم یا برونگرا؟»
یا:
«من خلاقم یا مینیمالم؟»
سؤال مفیدتر این است:
«کدام ویژگیها در من پررنگترند و دوست دارم کدامیک از آنها در ظاهر من دیده شوند؟»
همین سؤال، استایل شخصی را از یک برچسب به یک انتخاب واقعی نزدیک میکند.
استایل شخصی معمولاً حاصل یک ویژگی واحد نیست؛ چند ترجیح میتوانند همزمان در ظاهر شما حضور داشته باشند.
اگر فقط سه نکته را به خاطر بسپارید
۱. شخصیت برای لباس نسخه نمینویسد.
درونگرا بودن به معنی سادهپوشی و برونگرا بودن به معنی جلب توجه نیست. شخصیت فقط میتواند سرنخی درباره ترجیحهای شما به دست بدهد.
۲. استایل شخصی باید با میزان دیدهشدن مورد علاقه شما هماهنگ باشد.
مهم نیست زیاد دیده شوید یا کم؛ مهم این است که میزان و شیوه دیدهشدن را خودتان انتخاب کرده باشید.
۳. چند ویژگی میتوانند همزمان در استایل شما حضور داشته باشند.
ممکن است ساده، خلاق، اجتماعی و منظم باشید و همه این ویژگیها در کنار هم یک استایل کاملاً شخصی بسازند.
شخصیت نسخه آماده لباس نمیدهد؛ کمک میکند بفهمید چه نوع حضور، سادگی، تنوع و ابراز فردیتی با شما هماهنگتر است.
سؤالات متداول درباره تأثیر شخصیت بر استایل
آیا از روی لباس میتوان شخصیت یک فرد را تشخیص داد؟
نه به شکل قطعی. لباس میتواند سرنخهایی از سلیقه و ترجیحهای فرد نشان دهد، اما از روی یک لباس یا یک ترکیب نمیتوان شخصیت کسی را دقیق تشخیص داد. موقعیت، فرهنگ، شغل، سبک زندگی و حالوهوای فرد هم در انتخاب لباس اثر دارند.
آیا افراد درونگرا باید لباسهای ساده بپوشند؟
خیر. ممکن است بعضی افراد درونگرا ظاهر سادهتر و کمحاشیهتر را ترجیح دهند، اما این یک قانون نیست. یک فرد درونگرا میتواند خلاق، متفاوت یا حتی جلبتوجهکننده لباس بپوشد، اگر با آن ظاهر احساس راحتی کند.
آیا برونگرا بودن یعنی باید لباس جلبتوجهکننده بپوشم؟
خیر. برونگرایی به معنی الزام به دیدهشدن از طریق لباس نیست. ممکن است فردی اجتماعی و برونگرا باشد اما استایل مینیمال داشته باشد. موضوع مهمتر، میزان تمایل شما به استفاده از لباس برای ابراز سلیقه و حضور اجتماعی است.
آیا استایل شخصی میتواند ترکیبی از چند ویژگی باشد؟
بله. اتفاقاً در زندگی واقعی طبیعی است که چند ترجیح همزمان وجود داشته باشند. ممکن است سادگی را دوست داشته باشید اما خلاق هم باشید، یا رسمی و منظم باشید اما در اوقات فراغت لباسهای راحتتری انتخاب کنید.
برای ساخت استایل شخصی، شخصیت مهمتر است یا فرم بدن و رنگ؟
هیچکدام جای دیگری را نمیگیرد. فرم بدن و رنگ کمک میکنند بدانید چه انتخابهایی از نظر ظاهری مناسبترند؛ شناخت شخصیت و سلیقه کمک میکند از میان انتخابهای مناسب، گزینههایی را پیدا کنید که بیشتر شبیه خودتان باشند. استایل شخصی حاصل کنار هم قرار گرفتن این عوامل است.
پاسخ کوتاه به مهمترین پرسشهایی که هنگام ارتباط دادن شخصیت و استایل شخصی مطرح میشوند.
جمعبندی؛ استایل شخصی از خودشناسی شروع میشود
استایل شخصی فقط از لباسهایی که میپوشید ساخته نمیشود؛ از رابطه شما با آن لباسها هم شکل میگیرد.
اینکه چقدر دوست دارید دیده شوید، چقدر از تنوع لذت میبرید، چه اندازه به نظم اهمیت میدهید، چقدر به تجربههای تازه علاقه دارید و آیا سادگی برایتان آرامشبخش است یا نه، میتوانند سرنخهایی درباره سلیقه شما باشند.
اما مهم است این ویژگیها را به برچسب تبدیل نکنید.
درونگرا بودن به معنی سادهپوشی نیست. برونگرا بودن به معنی پوشیدن لباسهای جلبتوجهکننده نیست. خلاق بودن به معنی عجیب لباس پوشیدن نیست و مینیمال بودن هم به معنی داشتن یک کمد خالی نیست.
تأثیر شخصیت بر استایل، بیشتر از آنکه در انتخاب یک لباس خاص دیده شود، در الگوی انتخابهای شما دیده میشود.
ممکن است ظاهر شما ساده باشد، اما یک جزئیات کاملاً شخصی داشته باشد. ممکن است استایل شما متنوع باشد، اما چند ویژگی ثابت در تمام انتخابهایتان دیده شود. ممکن است در محیط کار رسمیتر باشید و در زندگی روزمره راحتتر لباس بپوشید.
اینها تناقض نیستند؛ شکلهای مختلف یک استایل شخصی هستند.
پس به جای اینکه بپرسید:
«یک آدم با شخصیت من باید چه لباسی بپوشد؟»
سؤال بهتری وجود دارد:
«کدام بخش از شخصیت و سلیقه من ارزش دارد در ظاهرم دیده شود؟»
از همینجا استایل شخصی از «انتخاب لباس» به بیان خود نزدیک میشود.
استایل شخصی از خودشناسی شروع میشود؛ وقتی لباس با ترجیحها و هویت فرد هماهنگ میشود، ظاهر طبیعیتر و شخصیتر به نظر میرسد.
قدم بعدی چیست؟
حالا که رابطه شخصیت و استایل شخصی را بهتر شناختید، سؤال طبیعی بعدی شما این است:
«فهمیدم چه ویژگیهای درونی از من روی سلیقه و استایلم اثر میگذارند. حالا با این شناخت، دقیقاً چه کار کنم؟» تا اینجا فهمیدم کی هستم و این ویژگیها چه اثری بر استایل من دارند. حالا بر اساس آن چه بپوشم؟
پاسخ به سوالاتی مثل «چطور این شناخت را به لباس تبدیل کنیم؟»، «چطور انتخابهای واقعی و متناسب با خودمان در کمد، هنگام خرید و در اتاق پرو داشته باشیم؟» در این مقاله گنجایش ندارد و بالاجبار در مقاله بعدی به آن جواب دادهایم.
مقاله بعدی: چطور براساس شخصیت خود لباس انتخاب کنیم؟ راهنمای ساخت استایل شخصی
.gif)


















