- بهتک مارکت
چطور بر اساس شخصیت خود لباس انتخاب کنیم؟
ممکن است بعد از سالها لباس پوشیدن، هنوز گاهی جلوی کمد بایستید و ندانید چه لباسی واقعاً برازنده شماست.
یک لباس زیبا میبینید و دوستش دارید، اما وقتی آن را میپوشید احساس میکنید زیادی رسمی است. لباس دیگری متفاوت و جذاب است، اما بعد از خرید میبینید تقریباً هیچوقت سراغش نمیروید. گاهی هم لباسی را میخرید که روی دیگران فوقالعاده دیدهاید، ولی روی خودتان همان حس را ایجاد نمیکند.
مشکل همیشه این نیست که لباس نامناسب است.
گاهی مشکل این است که هنوز نمیدانید چطور شناختی که از شخصیت خود دارید را روی لباسهایتان رعایت کنید تا رضایت درونی بدست بیاید.
در مقاله قبل دیدیم که شخصیت و سلیقه شخصی میتوانند با نحوه انتخاب و استفاده از لباس ارتباط داشته باشند؛ اما این رابطه مستقیم و یکبهیک نیست. پژوهشها نیز ارتباطهایی بین بعضی ویژگیهای شخصیتی و سلیقه شخصی در مورد لباس، پیدا کردهاند، اما نمیتوان از آنها یک فرمول ثابت مثل «این شخصیت باید این لباس را بپوشد» ساخت.
پس سؤال درست این نیست:
«من چه شخصیتی دارم و چه لباسی باید بپوشم؟»
سؤال بهتر این است:
«چطور شناختی که از خودم دارم را، به یک قاعده و معیار مشخص و واقعی برای انتخاب لباس تبدیل کنم؟»
در این مقاله دقیقاً سراغ همین مرحله میرویم؛ از شناخت سلیقههای واقعی خودتان تا تصمیمگیری در فروشگاه و اتاق پرو.
فهرست مطالب
شخصیت را چطور به معیاری برای انتخاب لباس تبدیل کنیم؟چطور بفهمیم کدام سلیقه واقعاً متعلق به ماست؟
لباسهایی که واقعاً میپوشید، سرنخ خوبی از سلیقه شما هستند
یک تست ساده: لباس را از زندگی واقعیتان جدا نکنید
چطور شخصیت را در انتخاب لباس روزمره وارد کنیم؟
در اتاق پرو چطور بفهمیم یک لباس واقعاً مناسب ماست؟
چطور شخصیت خود را به یک فیلتر خرید تبدیل کنیم؟
چه زمانی نباید فقط به شخصیت خود تکیه کنیم؟
فرق «لباسی که دوست دارم» با «لباسی که زیاد استفاده میکنم» چیست؟
اگر سلیقهتان عوض شد، یعنی استایل شخصیتان را از دست دادهاید؟
مراقب تصویری باشید که فکر میکنید باید از خودتان نشان دهید
اگر هنوز نمیدانید استایل شخصی شما چیست، از خرید شروع نکنید
فرمول ساده تصمیمگیری هنگام خرید
چکلیست یکدقیقهای انتخاب لباس
اگر فقط سه نکته را به خاطر بسپارید
سؤالات متداول درباره انتخاب لباس بر اساس شخصیت
جمعبندی؛ شخصیت باید انتخاب لباس را آسانتر کند، نه سختتر
شخصیت را چگونه به معیاری برای انتخاب لباس تبدیل کنیم؟
اول یک تفاوت مهم را روشن کنیم.
شخصیت شما مستقیماً نمیگوید حتما باید چه لباسی بپوشید.
این رابطه بیش از حد ساده و غیر واقعی است:
♦ درونگرا ← لباس ساده
♦ برونگرا ← لباس جسور
♦ خلاق ← لباس متفاوت
♦ منظم ← لباس رسمی
واقعیت اینقدر واضح و مستقیم نیست.
درونگرایی و برونگرایی دو جعبه کاملاً جدا از هم نیستند؛ بلکه میزان بروز این ویژگیها میتواند در افراد متفاوت باشد. در بعضی برونگرایی بیشتر و درونگرایی کمتر و برعکس.
پس بهتر است یک مرحله بین «شخصیت» و «لباس» قرار دهیم:
1:ویژگی شخصیتی → ۲: سلیقه شخصی → ۳: نیاز ظاهری → ۴: معیار انتخاب لباس
این چهار مرحله، قلب این مقاله هستند.
بین شخصیت و لباس یک مرحله مهم وجود دارد: سلیقه شخصی. همین سلیقه است که بعداً به معیار انتخاب تبدیل میشود.
مرحله اول: ویژگی خود را به سلیقهای که قابل مشاهده است؛ تبدیل کنید
فرض کنید احساس میکنید سادگی را بیشتر از شلوغی دوست دارید.
جمله «من مینیمالم» برای خرید لباس چندان کاربردی نیست.
آن را یک قدم جلوتر ببرید:
«من از جزئیات زیاد خسته میشوم.»
حالا یک الگو و انتخاب مشخصتر دارید:
«لباسهای ساده و کمجزئیات را بیشتر میپوشم.»
و حالا میتوانید آن را به یک قاعده تبدیل کنید:
«وقتی لباس جزئیات زیادی دارد، باید دلیل مشخصی برای انتخابش داشته باشم.»
اینجا اتفاق مهمی افتاده است.
دیگر با یک برچسب روبرو نیستیم؛ یک قاعده قابل استفاده داریم.
همین مسیر را میتوان برای سلایق دیگر هم طی کرد.
اگر از دیدهشدن لذت میبرید:
«دوست دارم در هر استایل یک عنصر شاخص داشته باشم.»
اگر نظم برایتان مهم است:
«لباس باید فرم مشخص و ظاهر آراستهای داشته باشد.»
اگر تنوع را دوست دارید:
«لباس جدید، بهتر است فقط به همان ست محدود نشود و بتوانید آن را با چند لباس دیگری که از قبل دارید ترکیب کنید.»
اگر خلاقیت برایتان مهم است:
«ترجیح میدهم لباس پایهای ساده داشته باشد تا بتوانم با ترکیب و جزئیات، آن را شخصیتر کنم.»
این جملهها دیگر صرفاً توصیف شخصیت نیستند.
اینها قاعدههای برای انتخاباند.
هدف این نیست که برای خودتان یک برچسب بسازید؛ هدف این است که یک سلیقه و ترجیح ذهنی را به معیار قابل استفاده تبدیل کنید.
سه سؤال که شخصیت را به معیاری در انتخاب لباس تبدیل میکنند
برای اینکه این فرایند پیچیده نشود، قبل از خرید یا امتحانکردن لباس، سه سؤال ساده از خودتان بپرسید.
اول: دوست دارم در لباس چقدر دیده شوم؟
♦ کم، متوسط یا زیاد؟
پاسخ شما میتواند روی میزان طرح، رنگ شاخص، تضاد و جزئیات اثر بگذارد؛ نه به شکل یک قانون ثابت، بلکه بهعنوان یک سلیقه شخصی.
دوم: دوست دارم لباس پوشیدن برایم چقدر قابل پیشبینی باشد؟
♦ آیا چند ترکیب مطمئن را ترجیح میدهید که تقریباً همیشه جواب بدهند؟
♦ آیا از اینکه هر بار ترکیب تازهای امتحان کنید لذت میبرید؟
این سؤال کمک میکند بفهمید چه اندازه تنوع و انعطاف برایتان خوشایند است.
سوم: دوست دارم ظاهر من چه چیزی را نشان دهد؟
♦ مرتب و قابل اعتماد بودن؟
♦ سادگی؟
♦ خلاقیت؟
♦ جدیت؟
♦ آرامش؟
♦ یا ترکیبی از چند مورد؟
هیچ پاسخ درست یا غلطی وجود ندارد.
مهم این است که بدانید کدام ویژگی برای خودتان اهمیت بیشتری دارد.
قبل از انتخاب لباس، سه چیز را مشخص کنید: چقدر میخواهید دیده شوید، چقدر تنوع میخواهید و دوست دارید ظاهر شما چه پیامی منتقل کند.
شخصیت را به قانون خرید تبدیل کنید
حالا یک قدم دیگر بردارید.
برای هر الگوی تکراری یا سلیقه مهم، یک قانون کوتاه و شخصی بنویسید.
مثلاً:
سلیقه من: سادگی
قانون من:
«اگر جزئیات لباس زیاد است، فقط وقتی آن را میخرم که واقعاً دلیل مشخصی برای دوستداشتنش داشته باشم.»
یا:
سلیقه من: تنوع
قانون من:
«لباس جدید بهتر است با حداقل دو یا سه لباس موجود در کمدم قابل ترکیب باشد.»
یا:
سلیقه من: ابراز وجود
قانون من:
«لازم نیست کل لباس متفاوت باشد؛ یک عنصر شاخص میتواند برای نشاندادن سلیقهام کافی باشد.»
این قوانین قرار نیست برای همیشه ثابت بمانند.
فقط کمک میکنند در لحظه خرید، هر بار از صفر شروع نکنید.
وقتی ترجیح شخصی به یک قانون کوتاه تبدیل شود، تصمیمگیری هنگام خرید سریعتر و آگاهانهتر میشود.
هر سلیقه یا الگوی تکرار شوندهای، الزاماً از شخصیت نمیآید
اینجا باید مراقب یک اشتباه مهم باشیم.
ممکن است فکر کنید:
«من لباس رسمی دوست دارم، پس شخصیت من رسمی است.»
نه لزوماً.
شاید شغل شما به لباس رسمی نیاز دارد. شاید محیط اجتماعی شما چنین پوششی را میطلبد. شاید لباس رسمی روی بدن شما بهتر مینشیند. یا شاید سالها به آن عادت کردهاید.
بنابراین هر انتخاب تکرارشونده را فوراً به شخصیت نسبت ندهید.
از خودتان بپرسید:
«اگر هیچ الزام شغلی، اجتماعی یا نظر دیگری وجود نداشت، باز هم این انتخاب را میکردم؟»
اگر پاسخ مثبت باشد، احتمالاً با یک سلیقه شخصی واقعیتر روبرو هستید. اگر نه، شاید بخشی از انتخاب شما بیشتر از شرایط زندگی آمده باشد.
این تفاوت مهم است؛ چون هدف ما پیدا کردن دلیل واقعی انتخاب است، نه ساختن یک برچسب تازه برای خودمان.
چطور بفهمیم کدام سلیقه واقعاً متعلق به ماست؟
گاهی خیلی راحت فکر میکنیم چیزی را دوست داریم، در حالی که هنوز مطمئن نیستیم واقعاً انتخاب خودمان است.
ممکن است یک لباس را در اینستاگرام، روی یک بازیگر یا در یک عکس استایل ببینید و خیلی خوشتان بیاید. چند روز بعد همان مدل را در فروشگاه ببینید و بدون مکث سراغش بروید.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا خود لباس را دوست دارید یا تصویری را که از آن لباس در ذهن شما ساخته شده است؟
این دو همیشه یکی نیستند.
یک لباس ممکن است روی مرد دیگری بسیار خوب دیده شود؛ چون فرم بدن، قد، مدل مو، محیط و شرایط پوشیدن آن با لباس هماهنگ بوده است.
وقتی همان لباس را میپوشید، ممکن است احساس کنید چیزی درست نیست.
این اتفاق طبیعی است.
استایل شخصی زمانی قویتر میشود که بتوانید بین «چیزی که زیباست» و «چیزی که برای من مناسب و دوستداشتنی است» تفاوت بگذارید.
هر چیزی که در عکس زیباست، الزاماً انتخاب مناسب شما نیست؛ سلیقه واقعی زمانی مشخص میشود که لباس را در زندگی خود استفاده کنید.
لباسهایی که واقعاً میپوشید، سرنخ خوبی از سلیقه شما هستند
برای پیدا کردن سلیقه واقعی خودتان، لازم نیست از یک آزمون شخصیت شروع کنید.
گاهی بهتر است اول کمدتان را بررسی کنید.
پنج لباسی را که در ماه گذشته بیشتر پوشیدهاید کنار هم بگذارید.
حالا از خودتان بپرسید:
چه چیزی بین آنها مشترک است؟
شاید همه ساده باشند.
شاید فرم مشخص و مرتبی داشته باشند.
شاید رنگهای مشابهی در آنها تکرار شود.
شاید راحت باشند.
یا شاید همگی یک جزئیات کوچک و شخصی داشته باشند.
این شباهتها میتوانند سرنخ خوبی از سلیقه واقعی شما بدهند؛ چون به چیزی نگاه میکنید که واقعاً انتخاب کردهاید و واقعاً پوشیدهاید.
لباسهایی که واقعاً و به طور تکرارشونده میپوشید، میتوانند سرنخهای خوبی درباره سلیقههای واقعی شما بدهند.
لباسهایی که دوست دارید، اما نمیپوشید هم مهماند
حالا سراغ بخش دیگری از کمد بروید.
لباسهایی را پیدا کنید که هنگام خرید بسیار دوستشان داشتید، اما بعد از چند ماه تقریباً استفاده نشدهاند.
چرا؟
♦ شاید بیش از حد رسمیاند.
♦ شاید زیادی جلب توجه میکنند.
♦ شاید ترکیبکردنشان دشوار است.
♦ شاید با سبک زندگی شما هماهنگ نیستند.
♦ یا شاید وقتی میپوشیدشان، احساس میکنید ظاهرشان شبیه شما نیست.
همین لباسهای کماستفاده هم اطلاعات مهمی به شما میدهند.
شناخت سلیقه فقط شناخت چیزهایی نیست که دوست دارید؛ شناخت چیزهایی که دوست دارید اما واقعاً استفاده نمیکنید هم بخشی از خودشناسی است.
یک مثال ساده از یک کمد واقعی
فرض کنید مردی چند لباس بسیار خاص در کمدش دارد:
یک کت با رنگ متفاوت، یک پیراهن طرحدار و یک کفش خاص.
همه آنها هنگام خرید برایش جذاب بودهاند.
اما وقتی کمدش را بررسی میکند، میبیند بیشتر روزها یک پیراهن ساده، شلوار خوشفرم و کفش معمولی اما مرتب میپوشد.
این لزوماً به این معنی نیست که لباسهای خاص برای او بد هستند.
ممکن است فقط نشان دهد که الگوی واقعی استفاده او، سادهتر از تصویری است که از سلیقه خودش در ذهن داشته است.
برای ساخت استایل، این رفتار واقعی اطلاعات ارزشمندی دارد.
یک تست ساده: لباس را از زندگی واقعیتان جدا نکنید
وقتی لباسی را در فروشگاه میبینید، فقط به این فکر نکنید که جلوی آینه چطور به نظر میرسد.
آن را وارد زندگی واقعی خود کنید.
فرض کنید یک پیراهن متفاوت را در اتاق پرو پوشیدهاید.
از خودتان بپرسید:
♦ «با این لباس کجا میروم؟»
♦ «چه زمانی آن را میپوشم؟»
♦ «با کفش و شلوارهایی که دارم هماهنگ میشود؟»
♦ «برای استفاده از آن، مجبور میشوم چند خرید دیگر هم انجام دهم؟»
♦ «آیا این لباس با سبک زندگی فعلی من جور درمیآید؟»
این سؤالها لباس را از فضای هیجان فروشگاه بیرون میآورند و به زندگی واقعی شما برمیگردانند.
و این دقیقاً همان جایی است که انتخاب لباس جدیتر میشود.
لباس را فقط جلوی آینه فروشگاه نسنجید؛ آن را در موقعیتهای واقعی زندگی خودتان تصور کنید.
چطور شخصیت را در انتخاب لباس روزمره وارد کنیم؟
فرض کنید بعد از بررسی خودتان فهمیدهاید سه سلیقه در شما پررنگترند:
♦ سادگی را دوست دارید.
♦ مرتببودن برایتان مهم است.
♦ اما نمیخواهید کاملاً معمولی به نظر برسید.
لازم نیست یک لباس جادویی پیدا کنید که هر سه ویژگی را یکجا داشته باشد.
آنها را به سه قاعده ساده تبدیل کنید:
♦ سادگی: جزئیات غیرضروری کمتر.
♦ مرتببودن: فیت مناسب، تمیزی و هماهنگی.
♦ شخصیبودن: یک جزئیات یا انتخاب مشخص که واقعاً مورد علاقه شماست.
حالا وقتی وارد فروشگاه میشوید، تصمیم آسانتر میشود.
به جای اینکه بین صدها لباس سرگردان باشید، دنبال گزینهای میگردید که این قاعدهها را تا حد خوبی تأمین کند.
این یکی از مهمترین فواید شناخت خود است:
«قرار نیست همه انتخابها را برای شما انجام دهد؛ میتواند کمک کند انتخابهای نامناسب را زودتر کنار بگذارید.»
یک سلیقه شخصی زمانی در انتخاب لباس مفید میشود که بتوان آن را به نشانهای قابل مشاهده تبدیل کرد.
همه ویژگیها را همزمان پررنگ نکنید
گاهی وقتی برای اولین بار به شخصیت و استایل خود فکر میکنیم، میخواهیم همه چیز را همزمان نشان دهیم.
هم خلاق باشیم، هم متفاوت، هم رسمی، هم جلب توجهکننده و هم مینیمال.
طبیعی است که نتیجه چنین ترکیبی ممکن است بیش از حد شلوغ شود.
بهتر است از خودتان بپرسید:
«در این موقعیت، کدام ویژگی باید بیشتر دیده شود؟»
ممکن است برای جلسه کاری، نظم و آراستگی اولویت داشته باشد.
در یک دورهمی دوستانه، آزادی بیشتری برای نشاندادن خلاقیت داشته باشید.
در یک روز معمولی هم شاید سادگی و راحتی مهمتر باشد.
استایل شخصی لازم نیست هر روز دقیقاً یک شکل باشد.
آنچه باید تا حدی ثابت بماند، جهت کلی انتخابهای شماست.
در اتاق پرو چطور بفهمیم یک لباس واقعاً مناسب ماست؟
اتاق پرو جایی است که خیلی راحت ممکن است تحت تأثیر هیجان لحظه تصمیم بگیریم.
لباس تازه است، نور فروشگاه روی آن افتاده و شاید فروشنده هم از آن تعریف کرده باشد.
برای همین، قبل از تصمیم نهایی چند سؤال ساده را بررسی کنید.
آیا این لباس واقعاً شبیه من است؟
نه فقط:
«آیا زیباست؟»
بلکه:
«اگر کسی که من را خوب میشناسد این لباس را ببیند، آیا احتمال دارد بگوید این انتخاب شبیه خودت است؟»
این سؤال کمک میکند از هیجان خرید فاصله بگیرید و ببینید لباس چقدر با ظاهر همیشگی شما هماهنگ است.
آیا در این لباس احساس میکنم باید نقش بازی کنم؟
ممکن است یک لباس بسیار خاص باشد، اما هر بار که آن را میپوشید، مدام به واکنش دیگران فکر کنید.
یا برعکس، لباس سادهای بپوشید و بعد از چند دقیقه دیگر اصلاً به لباس فکر نکنید.
این دو تجربه ارزش توجه دارند.
راحتی فقط راحتی جسمی نیست؛ احساس طبیعیبودن در لباس هم مهم است.
این البته یک معیار شخصی است، نه روشی قطعی برای تعیین بهترین لباس.
آیا این لباس با کمد فعلی من قابل استفاده است؟
یک لباس لازم نیست با همه کمد هماهنگ باشد.
اما اگر برای استفاده از آن مجبور شوید چند خرید دیگر انجام دهید، کمی مکث کنید.
مثلاً یک شلوار خاص میخرید که فقط با یک کفش و دو پیراهن قابل استفاده است.
ممکن است لباس زیبایی باشد، اما برای شرایط فعلی شما انتخاب کارآمدی نباشد.
در مقابل، لباسی که بتواند در چند ترکیب مختلف استفاده شود، معمولاً فرصت بیشتری برای پوشیدهشدن دارد.
آیا فردا هم همینقدر آن را دوست خواهم داشت؟
گاهی جذابیت یک لباس فقط از تازگی آن است.
یک انتخاب متفاوت میتواند در آن لحظه بسیار هیجانانگیز باشد.
اگر امکانش را دارید، قبل از خرید کمی از لباس فاصله بگیرید و دوباره نگاه کنید.
اگر بعد از این فاصله هنوز آن را میخواهید، احتمالاً علاقه شما از هیجان اولیه جدیتر است.
اگر جذابیت لباس خیلی سریع از بین رفت، شاید چیزی که دوست داشتید فقط تازگی و متفاوتبودن آن بوده باشد.
در اتاق پرو، فقط زیبایی لباس را نسنجید؛ ببینید آیا با هویت استایلی، زندگی و کمد فعلی شما هم جور درمیآید.
چطور شخصیت خود را به یک فیلتر خرید تبدیل کنیم؟
به جای اینکه دهها قانون برای خودتان بسازید، سه فیلتر کافی است.
فرض کنید سادگی را دوست دارید، از دیدهشدن بیش از حد راحت نیستید، اما نمیخواهید ظاهرتان کاملاً عمومی باشد.
فیلتر اول: آیا لباس بیش از حد شلوغ است؟
اگر بله، از خودتان بپرسید آیا این شلوغی واقعاً چیزی به استایل من اضافه میکند یا فقط لباس را متفاوت کرده است.
فیلتر دوم: آیا میزان توجهی که لباس ایجاد میکند برای من راحت است؟
ممکن است لباسی بسیار زیبا باشد، اما میزان دیدهشدن آن با چیزی که شما ترجیح میدهید هماهنگ نباشد.
فیلتر سوم: آیا نشانهای از سلیقه من در آن وجود دارد؟
گاهی یک لباس ساده است، اما به دلیل فرم، بافت، کفش یا اکسسوری انتخابی، کاملاً شخصی به نظر میرسد.
این سه فیلتر قرار نیست بگویند چه لباسی «ممنوع» است.
فقط کمک میکنند وقتی چند لباس جلوی شماست، دلیل انتخاب هرکدام را بهتر ببینید.
سه فیلتر ساده میتواند انتخاب را روشنتر کند: میزان شلوغی، میزان دیدهشدن و وجود یک نشانه شخصی.
چه زمانی نباید فقط به شخصیت خود تکیه کنیم؟
این شاید مهمترین نکته عملی مقاله باشد.
شخصیت یکی از عوامل تصمیمگیری است؛ تنها عامل نیست.
ممکن است لباسی کاملاً با سلیقه شما هماهنگ باشد، اما از نظر فیت مناسب نباشد.
ممکن است رنگی را دوست داشته باشید، اما در کنار سایر اجزای استایل نتیجه مطلوبی ایجاد نکند.
یا ممکن است لباسی دقیقاً مطابق سلیقه شما باشد، اما برای موقعیتی که میخواهید در آن حاضر شوید بیش از حد رسمی یا غیررسمی باشد.
پس هنگام تصمیمگیری، چند سؤال را کنار هم بگذارید:
♦ آیا لباس از نظر ظاهری برای من مناسب است؟
♦ آیا با موقعیت هماهنگ است؟
♦ آیا با سبک زندگی من قابل استفاده است؟
♦ آیا با سلیقه و هویت استایلی من همخوانی دارد؟
در واقع، شخصیت میتواند جهت انتخاب را مشخص کند؛ اما جای فیت، رنگ، موقعیت و کاربرد واقعی لباس را نمیگیرد.
شما در مقالههای قبلی درباره فرم بدن و رنگ مناسب بهصورت مستقل و عمیقتر صحبت کردهاید. اینجا فقط کافی است آنها را در تصمیم نهایی کنار شناخت خودتان قرار دهید.
شخصیت جهت انتخاب را مشخص میکند، اما فیت، فرم بدن، رنگ، موقعیت و کاربرد واقعی هم باید در تصمیم نهایی دیده شوند.
فرق «لباسی که دوست دارم» با «لباسی که زیاد استفاده میکنم» چیست؟
این دو گاهی یکی هستند و گاهی نه.
ممکن است عاشق یک کت خاص باشید؛ رنگ، طراحی و حسوحالش دقیقاً مطابق سلیقه شما باشد.
اما اگر فقط سالی یک بار بتوانید آن را بپوشید، شاید لباس مناسبی برای استفاده روزمره شما نباشد.
در مقابل، یک کت سادهتر ممکن است هیجان کمتری ایجاد کند، اما در طول ماه بارها قابل استفاده باشد.
هر دو نوع لباس میتوانند جای خودشان را داشته باشند.
مشکل زمانی شروع میشود که کمد شما پر از لباسهایی شود که دوستشان دارید، اما تقریباً هیچوقت نمیپوشید.
پس سؤال دیگری به فیلتر خرید اضافه کنید:
♦ «این لباس فقط مورد علاقه من است یا واقعاً در زندگی من کار میکند؟»
یک لباس میتواند بسیار دوستداشتنی باشد، اما لزوماً کاربردیترین انتخاب برای زندگی روزمره شما نباشد.
اگر سلیقهتان عوض شد، یعنی استایل شخصیتان را از دست دادهاید؟
خیر.
گاهی آدمها از ترس اینکه استایل شخصیشان از بین نرود، به انتخابهای قدیمی خودشان میچسبند.
مثلاً سالها لباس ساده پوشیدهاند و حالا از یک رنگ یا مدل جدید خوششان آمده، اما آن را کنار میگذارند چون فکر میکنند:
«این دیگر استایل من نیست.»
در حالی که ممکن است همین تجربه جدید، بخشی از رشد سلیقه شما باشد.
استایل شخصی قرار نیست شما را در گذشته نگه دارد.
استایل شخصی یعنی انتخابهای شما بهمرور یک منطق قابل تشخیص داشته باشند، نه اینکه هرگز تغییر نکنند.
ممکن است چیزی که امروز دوست دارید، چند سال بعد دیگر انتخاب اولتان نباشد.
این تغییر، لزوماً به معنی از دست دادن استایل نیست.
استایل شخصی میتواند تغییر کند؛ مهمتر از ثابت ماندن لباسها، حفظ منطق و هویت انتخابهای شماست.
مراقب تصویری باشید که فکر میکنید باید از خودتان نشان دهید
گاهی لباسی را انتخاب میکنیم نه بر اساس کسی که واقعاً هستیم، بلکه بر اساس کسی که فکر میکنیم باید باشیم.
گاهی لباسی را انتخاب میکنیم نه بر اساس کسی که واقعاً هستیم، بلکه بر اساس کسی که فکر میکنیم باید باشیم و همان تصویر را از خودمان به دیگران نشان میدهیم.
مثلاً:
«من باید آدم خیلی رسمی و جدیای باشم.»
اما وقتی کمدتان را نگاه میکنید، میبینید لباسهای رسمی بیشتر در کمد میمانند و بیشتر مواقع لباسهای سادهتر و راحتتر را انتخاب میکنید.
یا:
«من آدم خلاقی هستم، پس باید متفاوت لباس بپوشم.»
اما در عمل میبینید لباسهایی را بیشتر میپوشید که پایهای ساده دارند و خلاقیت شما بیشتر در نحوه ترکیب آنها دیده میشود.
اینجا به جای تصویری که از خودتان ساختهاید، به رفتار واقعی خودتان نگاه کنید.
قرار نیست هر چیزی که در ذهنمان درباره خودمان میگوییم، حتماً در کمد لباس هم خودش را نشان دهد.
گاهی آنچه فکر میکنیم «باید» باشیم با چیزی که واقعاً در زندگی روزمره میپوشیم تفاوت دارد؛ کمد شما میتواند این تفاوت را نشان دهد.
اگر هنوز نمیدانید استایل شخصی شما چیست، از خرید شروع نکنید
گاهی آدم فکر میکند برای پیدا کردن استایل شخصی باید لباسهای بیشتری امتحان کند و لباسهای بیشتری بخرد.
اما همیشه اینطور نیست.
گاهی بهترین نقطه شروع، نگاهکردن به لباسهای فعلی شماست.
سه لباس محبوبتان را پیدا کنید.
سه لباس کماستفاده را هم کنار آنها بگذارید.
حالا تفاوتشان را بررسی کنید.
چه چیزی باعث شده سه لباس اول را بیشتر بپوشید؟
♦ راحتی؟
♦ سادگی؟
♦ فیت؟
♦ رنگ؟
♦ حس مرتببودن؟
♦ توانایی ترکیبشدن با لباسهای دیگر؟
♦ یا چیزی که دقیقاً نمیتوانید اسمی برایش بگذارید، اما هنگام پوشیدن آنها حس خوبی دارید؟
بعد یک جمله ساده برای خودتان بسازید.
مثلاً:
«من بیشتر لباسهایی را میپوشم که ساده، مرتب، قابل استفاده و کمحاشیهاند.»
یا:
«من لباسهایی را بیشتر دوست دارم که پایه ساده داشته باشند، اما یک جزئیات متفاوت در آنها دیده شود.»
این جمله هنوز استایل نهایی شما نیست.
اما یک قطبنما است.
برای شناخت سلیقه، همیشه لازم نیست خرید کنید؛ گاهی کمد فعلی شما بهترین نقطه شروع است.
فرمول ساده تصمیمگیری هنگام خرید
اگر بخواهیم تمام بحث مقاله را در یک مسیر کوتاه خلاصه کنیم:
1-خودم را میشناسم
↓
2- میدانم چه سلیقهای دارم
↓
3- میدانم از لباس چه میخواهم
↓
4- تناسب، موقعیت و کاربرد را بررسی میکنم
↓
5- بعد تصمیم میگیرم
مثلاً شما سادگی را دوست دارید.
لباسی با طرح بسیار شلوغ میبینید.
اول متوجه میشوید که با سلیقه اصلی شما هماهنگ نیست.
اما بعد سؤال دیگری میپرسید:
«آیا این لباس برای یک موقعیت خاص ارزش دارد؟»
اگر بله، ممکن است ارزش خرید داشته باشد.
اگر نه، میتوانید آن را کنار بگذارید.
اینجا شخصیت شما نگفته:
«این لباس ممنوع است.»
فقط کمک کرده دلیل خرید را بررسی کنید.
و این دقیقاً استفاده درست از شناخت خود در استایل است.
یک تصمیم خوب از شناخت خود شروع میشود و قبل از خرید، فیت، موقعیت و کاربرد واقعی لباس را هم بررسی میکند.
چکلیست یکدقیقهای انتخاب لباس
قبل از خرید یا در اتاق پرو، این سؤالها را مرور کنید:
♦ آیا این لباس با سلیقه واقعی من هماهنگ است؟
♦ آیا در آن احساس طبیعی و راحتی دارم؟
♦ آیا با چند لباس فعلیام قابل استفاده است؟
♦ آیا برای موقعیتهای واقعی زندگیام کاربرد دارد؟
♦ آیا فقط به دلیل متفاوت یا مد روز بودن جذبش شدهام؟
♦ آیا اگر کسی دیگر این لباس را نمیپوشید، باز هم آن را میخواستم؟
♦ آیا این خرید چیزی به کمد من اضافه میکند؟
اگر چند پاسخ مهم منفی است، عجله نکنید.
گاهی بهترین خرید، نخریدن است.
این چکلیست را میتوانید کمتر از یک دقیقه، در فروشگاه یا اتاق پرو برای یک تصمیم سریع مرور کنید.
اگر فقط سه نکته را به خاطر بسپارید
۱. شخصیت را مستقیماً به لباس وصل نکنید
بین ویژگی شخصیتی و انتخاب لباس، یک مرحله مهم وجود دارد: سلیقه شخصی شما.
۲. از رفتار واقعی خودتان یاد بگیرید
آنچه واقعاً بارها میپوشید، میتواند اطلاعات خوبی درباره ترجیحات شما بدهد؛ نه فقط چیزهایی که هنگام خرید دوست داشتهاید.
۳. شخصیت باید تصمیم را آسانتر کند، نه محدودتر
قاعدههای شخصی برای حذف انتخابهای نامناسب مفیدند، اما نباید تبدیل به قوانین دائمی شوند.
سه اصل را به خاطر بسپارید: شخصیت نسخه لباس نیست، رفتار واقعی شما مهم است و معیارهای شخصی نباید به محدودیت تبدیل شوند.
سؤالات متداول درباره انتخاب لباس بر اساس شخصیت
آیا باید قبل از خرید لباس، شخصیت خودم را دقیق بشناسم؟
خیر. لازم نیست شخصیت خودتان را بهطور کامل تحلیل کنید. کافی است چند سلیقه اصلی خود را بشناسید؛ مثلاً میزان علاقه به سادگی، تنوع، دیدهشدن یا نظم.
آیا افراد درونگرا باید لباس ساده بپوشند؟
خیر. درونگرایی و برونگرایی روی یک پیوستار قرار دارند و از روی آنها نمیتوان یک مدل لباس مشخص تجویز کرد. ممکن است فردی درونگرا لباس ساده بپوشد و فرد دیگری با همین ویژگی به لباسهای متفاوت علاقه داشته باشد.
اگر لباس مورد علاقهام با فرم بدنم هماهنگ نباشد چه کنم؟
لازم نیست فوراً از حالوهوای آن لباس صرفنظر کنید. میتوانید مدلی با همان جهت استایلی پیدا کنید که از نظر فیت و تناسب برای بدن شما مناسبتر باشد. فرم بدن یکی از عوامل انتخاب لباس است و نباید تحت تأثیر شناخت شخصیت نادیده گرفته شود.
آیا هر لباس جدید باید با شخصیت من هماهنگ باشد؟
نه. قرار نیست هر لباس یک نمایش کامل از شخصیت شما باشد. ممکن است لباسی را فقط برای یک مراسم، سفر یا موقعیت خاص انتخاب کنید. مهمتر این است که بخش عمده لباسهای پرکاربرد کمدتان با زندگی و سلیقه واقعی شما سازگار باشند.
چطور بفهمم چیزی واقعاً سلیقه من است؟
به رفتار واقعی خودتان نگاه کنید. لباسهایی که بارها و با رضایت میپوشید، میتوانند سرنخهای مفیدی درباره سلایق شما بدهند. در عین حال، شرایطی مانند شغل، موقعیت اجتماعی و کاربرد لباس هم میتوانند روی انتخاب اثر بگذارند.
آیا میتوانم با گذشت زمان سبک لباسم را تغییر دهم؟
کاملاً. تغییر سلیقه و سبک زندگی طبیعی است. هدف از شناخت شخصیت این نیست که خودتان را در یک نسخه قدیمی از استایل حبس کنید؛ قرار است انتخابهایتان آگاهانهتر شوند.
جمعبندی؛ شخصیت باید انتخاب لباس را آسانتر کند، نه سختتر
حالا میتوانیم مسیر را از اول مرور کنیم.
ابتدا ویژگیها و سلایق شخصی خودتان را میشناسید.
بعد از خودتان میپرسید:
♦ دوست دارم چطور دیده شوم؟
♦ با چه نوع لباسی احساس طبیعیبودن میکنم؟
♦ چه مقدار تنوع میخواهم؟
♦ چه چیزی دوست دارم در ظاهر من دیده شود؟
بعد این پاسخها را به چند معیار ساده تبدیل میکنید.
از این معیارها برای بررسی لباسهای فعلی، تصمیمگیری در فروشگاه و ارزیابی لباس در اتاق پرو استفاده میکنید.
اما یک نکته مهم را فراموش نکنید:
شخصیت شما قرار نیست برای کمدتان قانون بنویسد. قرار است کمک کند انتخابهای مناسب را سریعتر تشخیص دهید.
♦ ممکن است امروز استایل سادهتری را ترجیح دهید و چند ماه بعد سراغ رنگ یا ترکیب تازهای بروید.
♦ ممکن است در محیط کار رسمی باشید و آخر هفته کاملاً راحت لباس بپوشید.
♦ ممکن است یک لباس را فقط برای یک موقعیت خاص انتخاب کنید.
همه اینها میتوانند بخشی از یک استایل شخصی باشند.
در نهایت، هدف این نیست که هر لباسی که میخرید، شخصیت شما را توضیح دهد.
هدف این است که وقتی در فروشگاه یا اتاق پرو ایستادهاید، بدانید چرا یک لباس را میخواهید و آیا واقعاً جایی در زندگی شما دارد یا نه.
اینجاست که شناخت خود از یک مفهوم ذهنی به یک ابزار عملی برای انتخاب لباس تبدیل میشود.
قدم بعدی چیست؟
ممکن است حالا بدانید چه لباسی به فرم بدنتان میآید، چه رنگهایی بیشتر با چهرهتان هماهنگاند و حتی بدانید دوست دارید با لباس چه تصویری از خودتان نشان دهید. اما یک سؤال مهم هنوز باقی مانده است: این انتخابها قرار است در چه نوع زندگیای به کار شما بیایند؟
همان لباسی که برای یک مهمانی عالی است، ممکن است برای محل کار بیش از حد رسمی باشد؛ یا لباسی که برای یک روز معمولی مناسب است، در یک مراسم رسمی احساس خوبی به شما ندهد. چون استایل شخصی فقط شبیه شما بودن نیست؛ باید با زندگی شما هم جور دربیاید.
پس قدم بعدی این است: چطور بر اساس شغل، رفتوآمد، محیط اجتماعی، اوقات فراغت و موقعیتهای مختلف زندگی، استایلی انتخاب کنیم که هم شخصیت ما را نشان دهد و هم در زندگی واقعی قابل استفاده باشد؟ در مقاله بعدی، سراغ انتخاب استایل متناسب با سبک زندگی میرویم.
مقاله بعدی: چطور استایلی انتخاب کنیم که با سبک زندگی ما هماهنگ باشد؟
مقاله قبلی: شخصیت شما چه تأثیری بر استایل شخصیتان دارد؟





















.gif)

